خواجه نصير الدين الطوسي

23

اخلاق ناصرى ( فارسى )

قوت توليدمثل در نوع و عمل او باعانت غاذيه و قوتى ديگر كه آن را مصوره خوانند بكمال رسد . و اما نفس حيوانى را دو قوت است : يكى قوت ادراك آلى ديگرى قوت تحريك ارادى . اما ادراك آلى دو صنف بود : يكى آنچه آلات آن مشاعر ظاهر بود و آن پنج بود باصره ، سامعه ، شامه ، ذائقه ، لامسه و ديگرى آنچه آلات آن حواس باطن بود و آن هم پنج بود حس مشترك و خيال و وهم و حافظه و متصرفه و اما قوت تحريك ارادى دو قسم شود : يكى آنكه منبعث باشد بسوى جذب نفعى و آن را قوت شهوى خوانند ديگرى آنكه منبعث باشد بسوى دفع ضررى و آن را قوت غضبى نامند . اما نفس انسانى را از ميان نفوس حيوانات اختصاص بيك قوت است كه آن را قوت نطق خوانند و آن قوت را ادراك بىآلت تميز ميان مدركات باشد پس چون توجه او بمعرفت حقايق موجودات و احاطه باصناف معقولات بود آن قوت را بدين اعتبار عقل نظرى خوانند و چون توجه او به تصرف در موضوعات و تميز ميان مصالح و مفاسد افعال و استنباط صناعات از جهت تعظيم و تنظيم امور معاش باشد آن قوت را ازين روى عقل عملى خوانند و از جهت انقسام اين قوت بدين دو شعبه است كه علم حكمت را به دو قسم كرده‌اند يكى نظرى ديگرى عملى چنان كه در صدر رساله شرح آن تقديم يافت و تفصيل آثار اين قوى دلالت بر وجود هريك و تميز او از نظايرش و بحث از آنكه مبدء اين قوى در اشخاص حيوانى و انسانى يك نفس مجرّد است يا نفوس و قواى مختلفه تعلق بعلم طبيعى دارد و غرض از ايراد اينقدر در اينموضع آنست كه تا ميان قوتهائى كه آثار آن بحسب اراده و رؤيت صادر مىشود و تكميل آن باكتساب صورت بندد و ميان آنچه تأثير از جهت